سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي

607

تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )

فشهد أبو بكرة وشهد ابن معبد ونافع بن عبد الحارث ( 1 ) ، فشقّ على عمر حين شهد هؤلاء الثلاثة ، فلمّا قام زياد . . إلى آخره ( 2 ) . از اين عبارت متبادر مىشود كه در حالت شهادت شهود ثلاثة ، زياد نشسته بود ، هرگاه ايشان از شهادت فارغ شدند ، زياد برخاست ، پس ثابت شد كه زياد غايب نبود . واز عبارت مخاطب - كه گفته : مغيره وشهود أربعة در محل حكومت به محضر ( 3 ) صحابه كه حضرت أمير [ ( عليه السلام ) ] هم در آن مجلس بود حاضر آمدند انتهى . - نيز متبادر همين است كه مغيره وشهود أربعة بلاتفرق در اين مجلس حاضر شدند ، وحمل اين عبارت بر اين معنا كه أولا مغيره وسه شاهد در مجلس حكومت حاضر شدند ، وبعدِ اداى شهادت سه شاهد ، به زمان دراز ، شاهد رابع حاضر محل حكومت شد ، خيلى بعيد از سياق عبارت است . وثانياً : بنا بر روايت " اغانى " وابن خلّكان - كه از آن تفرق شهود به سبب غيبت زياد ظاهر مىشود - نيز [ معلوم است كه ] تعليل درء عمر حدّ را از مغيره به سبب تفرق شهود باطل محض است ; زيرا كه بر بطلان آن همين روايت " اغانى " وابن خلّكان به وجوه عديده دلالت دارد :

--> 1 . [ الف ] خ . ل : ( نافع بن الحارث ) . 2 . روايت أو به نقل از كنز العمال 5 / 423 گذشت . 3 . در [ الف ] اشتباهاً : ( محض ) آمده است .